وقتی خبر اعدام یک نفر را میشنوید، نخستین واکنش تان چیست؟
اگر بلافاصله و بدون هیچ سوالی، صرفاً آه کشیدید و متأثر شدید، بدانید هنوز در دلتان نور انسانیت روشن است.
اما اگر در نخستین واکنش، به خبر اعدام یک انسان، سوال کنید: "جرمش چه بود؟" و یا دنبال کشف علت این اعدام بودید، مطمئن باشید که هیولایی در درون شما زندگی میکند که همو اینگونه واکنش نشان میدهد.
این چیزی است که من به حق الیقین در زیست جهان دینی خود، بارها و بارها آزموده ام.
مذهبی بودن و تعلقات ایدئولوژیک داشتن، در طول سالها، از من انسانی ساخته بود که جانِ آدمی برایم اهمیت چندانی نداشت. با خود همواره فکر میکردم "قطعاً کسی که اعدام میشود، مستحق بوده و باید اعدام میشده. کسی که اعدام میشود، یا برخلاف احکام الهی رفتار کرده و یا برخلاف نظام، عملی مرتکب شده، که به هرحال مستحق اعدام بوده!"
من در زیست جهان دینی خود، به "اعتقادات"، "باورها" و "ارزشهای دینی" بیش از هرچیزی بها میدادم. همه چیز باید در خدمت این باورها و اعتقادات قرار میگرفت. اعدام انسانها گرچه ناراحت کننده بود، ولی اهمیتی نداشت. مهم این بود که حکم الهی و قوانین فقهی جاری میشد!
اما یکبار (که دقیقا نمیدانم کی و کجا بود) با خود فکر کردم، اگر یک درصد (و فقط یک درصد) احتمال بدهم که این چیزی که نامش را "اعتقادات و احکام الهی و قوانین فقهی" مینامند، اشتباه باشد، آنگاه چگونه میتوانم از کشته شدن یک انسان، آسوده خاطر باشم؟
آیا چیزی وجود دارد که بتواند بالاتر از "جانِ آدمیزاد" باشد؟
در هند به حق الیقین دانستم که هرگز، هرگز به مرگ هیچ انسانی راضی نشوم. هرگز از مرگ هیچ انسانی خوشحال نشوم، چراکه هیچ انسانی حق ندارد جان انسانی دیگر را بگیرد...
دلم میسوزد. آتشی در سینه ام شعله ور است...
به پایان کی رسد ادوار غم، کی؟!...
دکتر اکبر جباری
نقطه سر خط ......
ما را در سایت نقطه سر خط ... دنبال میکنید
برچسب: انسانیت چیست,انسانیت یعنی,انسانیت شعر,انسانیت مرده,انسانیت کجاست,انسانیت مرده است,انسانیت تاریخ اخلاقی سده بیستم,انسانیت مرد,انسانیت از دست رفته,انسانیت در قرآن, نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 9:50