نظریه داروین رو که یادتون میاد بوجود اومدن انسان از نسل میمون یا شامپانزه! از طرف دیگه هم شنیدیم که انسان اشرف مخلوقات هستش و برتر از حتی فرشته! خب آخر کدومش؟! انسان پست تر از حیوان یا عالی تر از فرشته؟! بنظرتون این دو تا مساله با هم تناقض داره یا میشه هر دو رو با هم قبول کرد! یعنی بشه قبول کرد که انسان دارای بعدی عالی و آسمانی هستش که میتونه انسان رو بالاتر از فرشته قرار بده و در عین حال بعد دیگه یی براش متصور بود که پست وزمینی و حیوانی هستش ونهایتا رسید به مساله اختیار انسان در انتخاب و پیگیری این ابعاد؟! خب اگه قراره قبول کنیم هر دو بعد در وجود انسان هست اصلا چرا؟! چرا انسان باید این دو بعد به ظاهر متضاد رو تو وجود خودش داشته باشه اگه قراره بالا باشیم که باشیم و اگر قراره پست باشیم دیگه اون بعد عالی تو این داستان چه بدرد میخوره؟! اگه روح انسان نماد بعد معنوی و عالی انسانی هستش و جسم نماد بعد حیوانی این قرار گرفتن روح و جسم تو یه کالبد با هم دیگه چه معنی میتونه داشته باشه و چه جوری میشه این دو رو در کنار هم قرار داد و به هدف رسید؟! راستی کدوم هدف؟! راستی آیا حیوان نشانه پستی مگه؟! بنظرم هدف رو باید از خود انسان و وجود انسان گرفت و پستی و عالی بودن رو خود انسان که بهش معنی میده اونم با اختیار که داره! یعنی برای رسیدن به هدف واقعی انسان باید به خود انسان توجه کرد که وجود فطرتش و اعماق وجودش با چی هماهنگه؟! با نیکی و خوبی یا پستی و بدی؟! حالا اینکه چه موقع بدی یا خوبی معنی پیدا میکنه هم جالبه!

اگه آدم تو یه تصادف از یه ارتفاع بلند پرت بشه و سالم بمونه کسی براش دست نمیزنه و تشویقش نمیکنه ولی اگه همون پرش رو یه بدلکار خودش انجام بده و خودش رو پرت کنه و سالم بمونه تشویق میشه! چون با اختیار خودش این کار رو انجام داده انسان هم همینه اگه تو زندان باشه و دستش به جایی نرسه اینکه دزدی نکرده براش افتخاری نیست؟! حالا اگه اختیار انجام بدی رو نداشته باشه نیکی براش فضیلتی نیست و اگه اختیار انجام خوبی رو نداشته باشه بدی براش پستی و دنائت نمیتونه محسوب بشه. پاداش و جزا هم وقتی معنی پیدا میکنه که اختیار جود داشته باشه و حق انتخاب بین خوبی یا بدی. بنظرم بهتره آدم مسیر خودش رو با مراجعه به وجود و درون خودش مشخص کنه و بعد به هر حقیقتی رسید و دنبالش رو بگیره و کاری به این و اون نداشته باشه و به خاطر دیگران واقعیت وجودی خودش رو نادیده نگیره و دلسرد نشه نه از مسیری که انتخاب کرده و نه از آدم های دیگه که شاید تو مسیر اون حقیقت حرکت نمیکنن. از مسیرش نباید دلسرد بشه چون بهش ایمان داره و درست انتخابش کرده و دیگران نباید دلسرد بشه چون باور داره که مسیر هر آدمی با دیگری ممکنه متفاوت باشه اما هدف نهایی میتونه یکی باشه یعنی رسیدن به یک مقصد از راه های متفاوت و اینکه هیچ آدمی اگه تو راه تو نیست بد نیست ذات هیچ آدمی خراب نیست و اون آدمی که مسیرش شاید از نظر من و تو درست نباشه در هر صورت انسان و انسانیت داره و انتخابش ممکنه صحیح نبوده باشه که باید کمک کرد انتخاب ها رو اصلاح کرد نه اینکه مشکل رو ذات آدم دونست که ذات همه پاک هستش. تو مسیر رسیدن به هدف هر دو بعد زمینی و آسمونی یعنی روح جسم کنار انسان هستش باید به هر دو بعد توجه کرد و توجه فقط به یک بعد بنظرم انحراف میتونه باشه و مسیر اشتباه و به کمک هر دو بعد که انسان به هدفش میرسه.
نقطه سر خط ......
ما را در سایت نقطه سر خط ... دنبال میکنید
برچسب: انسان از نسل میمون,انسان از نسل کیست,انسان از نسل میمون نیست,انسان از نسل میمون است,انسان از نسل شامپانزه,انسان از نسل ميمون,انسان از نسل,انسان از نسل ماهی,انسان نسل میمون,نظریه انسان از نسل میمون, نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 9:50